دوبلور پیشکسوت: نامزدم باعث شد به دوبله بیایم! سه تا "ت" عامل موفقیت و آرامش در کارم است

انجمن دوبله و گویندگی شیراز در راستای قدردانی از هنرمندان پیشکسوت عرصه دوبله و آشنایی هر چه بیشتر علاقه مندان و کارآموزان دوبله با ایشان، در این روزهای قرنطینه به علت کرونا، گفتگوهایی زنده از طریق اینستاگرام را تدارک دیده است. این گفتگوها که توسط مدیر محترم انجمن جناب آقای رضا زارعی انجام می شود، از طریق صفحه رسمی انجمن در اینستاگرام اطلاع رسانی می شود. این گفتگو با سرکار خانم شوکت حجت صاحب یکی از صداهای ماندگار و دوست داشتنی به ویژه در حوزه انیمیشن، انجام شد. ایشان با گشاده رویی و طبع شوخ خود فضای گفتگو را سرشار از انرژی مثبت کردند. شرح این گفتگو را در ادامه می خوانید:

سرکار خانم حجت، سلام بر شما

سلام به شما و همه مخاطب های عزیز. سلام به شیرازی های مهربان. دوست دارم بگویم که شیراز یکی از اولین انتخاب های من برای سفر؛ به ویژه در فروردین و اردیبهشت است. یک نکته که از شیرازی ها یاد گرفته ام خونسردی در برخورد با مسایل و مشکلات است. گمان می کنم کرونا در شیراز کمتر اثر منفی برجای بگذارد. وضعیت در شیراز چطور است؟

درست می فرمایید. در اینجا امید به زندگی بالاست.

نکته همین است. فرکانس و ارتعاش ویروس کرونا پایین است و زمانی که ارتعاش بین مردم بالا باشد اثر مخرب بیماری کمتر می شود. امیدوارم این دوران هرچه زودتر به خیر و خوشی تمام شود. این بهترین دعاییست که برای مردم خوب شیراز می کنم.

خب بفرمایید این قرنطینه با شما چه کرد و این دوران رو چطور گذراندید؟

(با خنده) همان طور که بر شما گذشت. خیلی کارها کردم از جمله کتاب خواندن، موسیقی شنیدن و یک استراحت خوب. هم چنین فکر کردم به این اتفاقات و حال این روزها و اینکه چه شد که اوضاع چنین شد.  

باعث افتخار است که در خدمت شما هستیم. ممنونم که مثل همیشه به ما لطف دارید. مهربانی خاصی در شخصیت، صدا و آثار دوبله شماست که انرژی مثبتی به همه می دهد.

متشکرم

سرکار خانم حجت اجازه دهید پیش از بحث دوبله در خصوص کمپین تان صحبت کنیم. زنجیره عشق. دیدن تلاش یک هنرمند برای دست گیری از نیازمندان بسیار لذت بخش و برای عموم مردم آموزنده است. چطور به این فکر افتادید و آیا در این مدت که درگیر زنجیره عشق هستید، فرصتی برای دوبله داشته اید یا آن را کنار گذاشته اید؟

خیر. ما تقریبن سه سال است که کمپین زنجیره عشق را راه انداخته ایم. خیلی هم اتفاقی شد. در واقع پس از زلزله سرپل ذهاب متوجه نیاز به کانکس در آن جا شدم. همیشه از کودکی به امور خیریه علاقه داشته ام و با خود گفتم حتی شده یک کانکس برای یک خانواده بفرستم. از این جا شروع شد. کم کم خانواده، نزدیکان و همکاران هم با خبر شدند و ابراز تمایل کردند. به همین ترتیب آن یک کانکس شد سی کانکس به علاوه سی چادر و بعد ساخت مدرسه تا الان که به کادر درمانی عزیزمان در بحران کرونا کمک می کنیم. تامین تجهیزات و و امکانات در حد توانمان. واقعیت این است که خیلی از مردم گرفتار هستند و نمی شود توقعی از همه داشت. به هرحال چرخ کمپین می چرخد. ربطی هم به کار دوبله ندارد. دوستان در زنجیره عشق اینقدر با محبت و انگیزه هستند که در مواقعی که من نباشم نیز تمام کارها را پیگیری می کنند. من یکی ازحلقه ها هستم و همه ما با هم زنجیره عشق را تشکیل می دهیم.

آیا هنرمندان دیگری هم در کنار شما هستند؟

بله، تعدادی از هنرمندان از همان ابتدا حمایت کردند. و تعدادی بعدها اضافه شدند. همکاران در واخد دوبلاژ، گویندگان رادیو و خیلی عزیزان دیگر که مایه دل گرمی هستند. این کمپین مردمی و دلی است. کسی مجبور نیست اما به لطف خدا تا امروز همه درخواست کمک ما را پاسخ داده اند و به این زنجیره پیوسته اند.

خیلی از مخاطب ها دوست دارند درباره دوبله صحبت کنیم، خیلی ها علاقه مند به این هنر هستند سوالاتی دارند. می خواهند دوبلور بزرگی شوند، معروف شوند و صدایشان از تلوزیون و دیگر رسانه ها پخش شود. در واقع خیلی از آدم ها اهدافی دارند و برای آن تلاش می کنند، یکی می خواهد پولدار شود، بعدی سودای بازیگری دارد، دیگری به دنبال تحصیلات آکامیک بالاست و غیره. اما فرد وقتی به این اهداف می رسد می بیند انگار این چیزی نیست که دنبالش بوده، هنوز یک جایی از وجودش خالیست. خدمت به دیگران. این، حس رضایت را با خود می آورد.

واقعن همین است. این کار انرژی مثبتی را به خود فرد نیز میدهد.

بله صد درصد. پیشنهاد می کنم هر چه زودتر عضو زنجیره عشق شوید. هر کس در حد توانش حتی با پنج یا ده هزار تومان کمک نقدی، با تشویق دیگر اعضا و با معرفی کمپین به دیگران، در این احساس خوب سهیم بشوید. آن وقت می بینید وجودتان از لذتی سرشار می شود که با هیچ چیز دیگر نمی توانید مقایسه اش کنید.

مخصوصن کمک به کادر درمان، در این روزها می تواند جذابیت کمپین را برای مردم بیشتر کند.

کار ما در این حد است که به این عزیزان آبی پوش، پرستاران و بهیاران و دکترها، بگوییم ما در کنار شماییم. حد توانمان این است که دعای خیرتان کنیم. ماسک و دستکش و دیگر اقلام ممکن را برایتان بفرستیم. اما کار اصلی را شما انجام می دهید. ما فقط دلگرم تان می کنیم.

می گویند در دوران کودکی خیلی به دوچرخه سواری علاقه داشته اید.

بله و چون دوچرخه از خودم بزرگ تر بود، خیلی هم زمین می خوردم و همیشه دست و پایم زخمی بود.

ما شش تا بچه بودیم و خب بدیهیست پدرمان با شغل کارمندی نمی توانست برای تک تک مان امکانات فراهم کند. یک دوچرخه خریده بود و همه از آن استفاده می کردیم. من باید چند پله بالا می رفتم تا بتوانم بر دوچرخه بنشینم و در آن حال، نه پایم درست و حسابی به رکاب می رسید و نه دستم به فرمان. همین طوری حرکت می کردم و خب در برخورد با اولین مانع هم به زمین می خوردم.

هنوز هم وقتی به مغازه می روید شما را با یک کودک اشتباه می گیرند؟ شنیده ایم پیش ترها این طور بوده است؟

راستش نه مگر اینکه خودم شیطنتی بکنم و صدایم را تیپ سازی کنم اما خیلی ها مرا به چهره نمی شناسند می گویند: چقدر آشنا هستید، انگار ما شما رو می شناسیم یا جایی دیده ایم. و در واقع این به دلیل صدایم است که در طول این سال ها از تلوزیون و رادیو شنیده و تکرار شده و به نوعی ایجاد صمیمیت و آشنایی می کند.

آیا در حال حاضر کاری در دست دوبله دارید؟

از اوایل اسفند چند کاری را که به عنوان مدیر دوبلاژ مسئولیت داشتم به پایان بردم و آخرین کار، مجموعه شکرستان بود. بعد از آن دیگر کاری را قبول نکردم. چرا که گوینده ها به خاطرمن مجبور می شدند بیایند و نمی خواستم موجب بیماری کسی از ایشان بشوم. اجباری بر ترک کار و خانه نشینی نبود اما خودم نخواستم. فکر می کنم و امیدوام از اوایل اردیبهشت بتوانم دوباره کار را شروع کنم.

خانم حجت لطفن از شروع کارتان برایمان بگویید.

خب من از سال63 شروع به کار کردم.

پس خیلی کم سن و سال بودید که وارد حرفه شدید؟

بله، هفده هجده ساله بودم. این نکته را هم پیش از آن که بپرسید می گویم که تا چند روز دیگر 54 ساله می شوم(با خنده).

ماشاءالله. میزنیم به تخته. اصلن به ظاهرتان نمی آید. سخت نبود در آن سن در کنار افراد با تجربه و به اصطلاح غول این عرصه قرار گرفتید؟

اتفاقن آسان هم بود. اصلن نمی ترسیدم. دلیل اول اینکه خیلی عاشق دوبله نبودم. معتقدم هر چیزی را بیش از حد دوست داشته باشی سخت به دست می آید. سه تا «ت» موجب موفقیت است: تلاش، تسلیم و توکل در برابر خداوند. به همین دلیل ترسی از قرار گرفتن در کنار بزرگان نداشتم. دوم اینکه برایم مثل یک بازی بود. بازی آتاری که همزمان باید دهانم را مطابق نقش باز می کردم، با او حرف می زدم و جمله را با او تمام می کردم. این هیجان برایم جذاب تر از این بود که چه کسی در کنارم نشسته بود. در کل هم زندگی را سخت نگرفته ام و فکر میکنم آسان بگیریم آسان می گذرد و البته لطف خدا شامل حالم بوده است و گرنه صدای خیلی خاصی نداشته ام.  

در آن زمان چقدر تمرین داشتید؟ آیا مدتی در کنار دوبلورهای با تجربه آموزش گرفتید؟ یا سریع شروع به کار کردید؟

راستش را بخواهید روال کار من با بقیه همکارانم فرق دارد. اکثر ایشان علاقه داشته اند، صدای خوبی داشته اند، مدت ها تمرین و زحمت کشیده اند اما من خیلی اتفاقی وارد دوبله شدم. در ابتدا که رفتم تلویزیون، می خواستم بازیگر شوم. اما همسرم که در آن موقع تازه نامزد کرده بودیم اجازه نداد. گفتم پس بروم و در پشت صحنه، صدا کار کنم. به اتفاق مرحوم آقای علی محمدی به تمرین زنده رفتیم. من اصلن نمیدانستم دوبله چیست. واقعن نه اطلاعی و نه علاقه ای داشتم. یک انیمیشن بود و در آن پسربچه به نام جک. ایشان پرسید اسمت چیست باقالی؟ گفتم شوکت حجت(با صدای کودکانه). سپس گفتند بیاو این جمله را طبق دهان این شخصیت جک بگو. گفتم و دیدم عده ای کف زدند و صدای تشویق آمد. فهمیدم کار جالبی کرده ام. به همین سادگی وارد دوبله شدم. اولین کارم «پلاس دوز» بود و پس از آن، «جزیره گریز» که شخصیت «نیپر» را گفتم و یه همین ترتیب کارهای دیگر را انجام دادم: خاطرات دهکده، قصه های جزیره، سفرهای کومون،سگارو و...

همه این ها نوستالژی متولدین اواخر دهه پنجاه و دهه شصت هستند. آثار دیگری هم بودند همچون سال های دور از خانه(اوشین)، محله گل و بلبل، پسر کوهستان، میتی کومان، نیک و نیکو و...

بله. فکر میکنم شما و هم سالان تان با صدای من بزرگ شدید.

یک نکته دیگر در مورد شما این است که چند مدل صدای کودک دارید و به طور مثال فقط آن تیپ کودک شیطان و بازیگوش نیست؟

خب من زود حوصله ام از یک تیپ صدا، سر می رود. شخصیت های تازه و کارهای سخت برایم هیجان انگیز است. به همین دلیل تیپ های مختلف می گویم و البته کسانی هم هستند که یک صدا دارند اما همان برای یک عالم بس است مثل خانم مینو غزنوی. اما من چون صدای خیلی خوبی ندارم هی کج و کوله اس می کنم و به صداهای مختلف صحبت میکنم(با خنده و لحن شوخی).

از کی مدیریت دوبلاژ را بر عهده گرفتید؟

مدیر دوبلاژی را از سال 74 شروع کردم. بیشتر کارهای من با شرکت صبا بوده است. اولین کارم عروسک مسافر بود که اتفاقن با بزرگان این رشته هم کار را شروع کردم. بر خلاف آنچه گفته می شد و مرا ترسانده بودند که پیشکسوت ها چنین و چنان اند، دیدم چقدر خوب و راحت کار می کنیم. در این سال ها بیشتر همین مدیریت دوبلاژ و کار انیمیشن های فارسی زبان صبا را انجام داده ام. مهارت های زندگی و شکرستان که به زودی هم بایددوباره ادامه اش را کار کنیم، از جمله کارهایم بوده اند. پیشنهاد می کنم به عزیزان علاقه مند به دوبله در شیراز، که تلاش کنید. باور داشته باشید که این اتفاق برایتان خواهد افتاد. من اصلن صدای خاصی نداشته و ندارم اما به مرور و با تمرین و تکرار صدای برای مخاطب شنیدنی شده است. و بدانید انسانیت، مهربانی و ارزش های این چنینی بسیار مهم تر از دوبلور شدن هستند پس همانطور که به خودم می گویم، ابتدا این ارزش ها را در خود پرورش دهیم در کنار آن به اهداف کاری و هنری هم بپردازیم.

شنیده ایم که شما زیاد سر به سر بقیه می گذاشته اید. هنوز هم همان طور هستید؟

(با خنده) چه کسی لو داده است؟ بله من خیلی شیطنت داشتم. همیشه حراست سازمان مرا می گرفت و می گفت تو چرا اینقدر می خندی و شلوغ می کنی؟ البته سعی کرده ام این موضوع کم تر شود اما این در ذاتم است و نمی توانم ترکش کنم. یادم می آید در دوران دبیرستان هم بسیار شر و شور و البته درس خوان بودم. باور کنید مثلن خیلی از دبیرهایم همان روز اول که به کلاس می آمدند می گفتند حجت کیست؟من که با وجود جثه کوچک ته کلاس می نشستم که بتوانم شیطنت کنم می گفتم اجازه ماییم!(صدای بچه گانه) می گفتند بیا. آن گاه جدا از بقیه و در ابتدای کلاس صندلی ام را قرار می دادند اما با این وجود باز هم من شیطنت هایم را می کردم(با خنده).

چالشی ترین دوبله ای که تا به حال داشته اید و بر شما تاثیر زیادی داشته است کدام است؟

واقعیتش این است که من هیچ وقت این کار را آنقدر جدی نگرفته ام. البته این اصلا خوب نیست اما واقعن برایم بیشتر جنبه بازی داشته و بنابراین از این که تپق بزنم ناراحت نمی شدم و به هم نمی ریختم. فکر می کردم خب این بار نشد. دوباره تلاش می کنم. البته بعضی وقت ها بوده که حس کرده ام نقشی مناسب من نیست و فلان مدیر دوبلاژ با غرض یا بی غرض این کار را کرده است. مثلن پسری که هفده هجده ساله است و سبیلش هم درآمده را من چطوری باید بگویم!! بعد با خود فکر می کردم که خب این یک چالش برای من است و ن مدیر دوبلاژ شناخت خوبی نداشته یا او نیز می خواسته شیطنتی کند. اما هیچ وقت همین ها را نیز زیاد جدی نگرفته ام و به همین دلیل برایم راحت گذشته است. البته امیدوارم این حرف باعث بدآموزی بین علاقه مندان نشود!

نه برعکس انرژی خوبی از شما می گیریم سوال بعد اینکه اساتیدتان چه کسانی بوده اند؟

آقایان مهدی علیمحمدی، شایگان، نباتی، مرتضی احمدی و ژرژ پطرسی.

شما یک جایزه خاص هم بنده شده اید. کاج زرین جشنواره سیما. در این باره توضیح می فرمایید.

در اولین دوره برگزاری این جشنواره، جایزه بهترین دوبله سال برای سری اول انیمیشن شکرستان به من تعلق گرفت.

بسیار سپاس گذاریم از شما به خاطر این گفتگوی لذت بخش و امیدواریم در کمپین زنجیره عشق که واقعن به دور از خودنمایی و با نیت پاک و صادقانه تان است موفق باشید. ما نیز با افتخار از این حرکت حمایت می کنیم.

پیشنهاد می کنم مخاطبان عزیز به صفحه مجازی ما بیایند و با کارهای زنجیره عشق آشنا شوند، عضوی از ما بشوند و حمایت کنند تا با هم کارهای خوبی کنیم و خودمان از آن ها انرژی مثبت بگیریم. معلوم نیست دنیا تا کی برقرار باشد و ما چقدر زنده باشیم. در پایان بنده هم خیلی ممنونم از لطف شما و فرصتی که فراهم کردید.

انجمن دوبله و گویندگی شیراز

مجمع تخصصی رسمی در حوزه صداپیشگی با هدف تربیت نسل تازه علاقمندان به هنر دوبله و گویندگی و انجام تولیدات حرفه ای

نخستین و تنهـا مرکز معتبر تجمیع صداپیشگان آموزش دیده و با تجـربه در کنار یکدیگــر با انگیزه تولید محتوا و انجـام آثار حرفــه ای

 

logo-samandehi

بخش ها

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه انجمن ایمیل خود را وارد نمایید.